۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
آینده عرصه بزرگ

«عطا بهرامی» در نامه ای سرگشاده به «محمدباقر قالیباف» از وی درخواست کرد تا در مسیر دیپلماسی غلط کنونی بازنگری و طبق منطق "عرصه بزرگ" عمل کند.

«عطا بهرامی» در نامه ای سرگشاده به «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکره کننده با مقام های آمریکایی از وی درخواست کرد تا در مسیر دیپلماسی غلط کنونی بازنگری کند و از فرصت های بی نظیری که در برابر ملت ایران قرار گرفته است، صیانت نماید.

متن کامل نامه عطا بهرامی به این شرح است:

جناب آقای قالیباف

سلام علیکم؛

احتراما، باتوجه به مسیر دیپلماسی طی شده ذیل مدیریت حضرتعالی در پیوند با وفاق با دولت «مسعود پزشکیان» پس از جنگ رمضان که از مذاکرات اسلام آباد آغاز شد و علیرغم اعلام رسمی ترامپ مبنی بر لغو تفاهم نامه(MOU) در آن بازنگری قابل رویتی انجام نشده است، نکاتی به عرض می رسد.

پیش از طرح محورهای مهمی که در این مختصر به عرض می رسد، نیازمند تاکید بر این مهم هستیم که، روح حاکم بر دستگاه سیاست خارجی کشور از فهم گذار سیستمی، الزامات پایان نظام پترودلار، بن بست در فرصت های جدید با ابزار سهیم سازی اقمار آمریکا در بازار داخلی هژمون که با ابزار بدهی تامین مالی شده است، شکسته شدن انحصار غرب بر انتهای فناوری پس از ۳ قرن توسط چین، زمان طلایی برای تبدیل جغرافیای فرهنگی ایرانی-شیعی به قدرت ژئوپلیتیک، عدم تفاهم در بین نخبگان آمریکایی در دوران گذار سیستمی که فرصت های ممتازی در اختیار دشمنان آن قرار می دهد، جایگاه کریدورهای زمینی در نظم درحال برآمدن باتوجه به تامین مالی چین از محل دارایی و نه بدهی، تشدید جنگ ارزی و تعرفه ای، و اجتماعی شدن جهانی امر سیاست خارجی، غفلت کرده و در تارهای خودساخته گرفتار شده است و نمی تواند عینیت و عمق توجه به "عرصه بزرگ" را عملیاتی نماید.

در این چارچوب محورهای مورد توجه و مهم عبارتند از:

۱. معامله امنیت ملی با اقتصاد به دلیل تغییرات در اقتصاد سیاسی بین الملل و تخریب اقتصاد ملی با سیاست های غلط داخلی، نه تنها به پیشرفت اقتصادی و افزایش رفاه منجر نمی شود بلکه باعث می شود که هژمون درحال افول با امید به تجزیه ایران برای فراهم شدن امکان دربرگیری( Containment) چین و روسیه؛ مانند طرحی که با موفقیت علیه اتحاد جماهیر شوروی اجرا شد؛ با رویای پیروزی در قمار آخر، تمام داشته های امنیتی نظامی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گیرد تا در صورت موفقیت در تجزیه ایران ورق را در نظام بین الملل باز گرداند. واشنگتن در صورت موفقیت در تجزیه ایران می تواند چین و روسیه را در تنگنای ژئوپلیتیک قرار داده و با سلطه بر جریان های تجاری و انرژی رویای مرده قرن آمریکایی را زنده کند. 

۲. نادیده گرفتن چین و روسیه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و محدود کردن آن به همکاری های نظامی(و نه حتی امنیتی) درحالیکه حضرتعالی مسئول پرونده چین هستید و هنوز سفری به چین نداشته اید؛ رئیس جمهور محترم هم در ۲ سال گذشته به صورت دوجانبه به چین سفر نکرده است؛ در پیوند با دیپلماسی مسرفانه با پاکستان، قطر و عمان که هر ۳ یا از اقمار بی اختیار آمریکا هستند و یا دارای پیوندهای ساختاری شخصی مقام های ذینفوذ با لایه های اقتصادی و امنیتی ایالات متحده؛ برای سیاست خارجی ایران ابزار قدرت فراهم نمی کند و حتی باعث غفلت از ابزارهای واقعی قدرت از دالان ائتلاف سازی با متحدان می شود که در نادیده گرفتن مناسبات با شرق خود را نشان داده است.

۳. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اقمار آمریکا هستند، رژیم باکو زیر سلطه رژیم صهیونی و آمریکا قرار دارد، اردن و پاکستان استقلال کافی ندارند و علیرغم وجود جریان های داخلی طرفدار مقاومت عملا در مدار آمریکا حرکت می کنند(پاکستان کمتر و اردن خیلی بیشتر)؛ جهت گیری غایی کشورهای آسیای مرکزی به طور تضمینی معنایی ندارد و در مناسبات ۳ بازیگر اصلی "عرصه بزرگ" یعنی ایران، چین و روسیه تعیین خواهد شد. دو بازیگر همسو یعنی چین و روسیه از مدت ها پیش دستورکار مشخص و مبتنی بر منافع بلندمدت را دنبال می کنند و به انتظار حضور ایران نشسته اند، اما سیاست خارجی غربگرای کنونی درحال تخریب این پیچ مهم تاریخی است.

آینده عرصه بزرگ

۴. "عرصه بزرگ" که آینده نظام بین الملل را تعیین خواهد کرد از مرزهای آسیای مرکزی در قرقیزستان و قزاقستان تا دریای عمان و از یمن تا مدیترانه و آسیای صغیر را دربر می گیرد؛ با اتخاذ سیاست ایستادن در "وسط" با نام تزئین شده "توازن" بین قدرت ها به صورت نظری، و ایستادن در سمت غرب در عمل؛ در ترکیب با عدم فهم درست از تغییرات کلان بین المللی، امنیت ملی را به خطر انداخته است. جغرافیای فرهنگی شیعی-نوروز که تنها در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد می تواند آسیای مرکزی، پاکستان، افغانستان، یمن، سعودی، عراق، قفقاز، سوریه، لبنان و فلسطین را ذیل یک منظومه اقتصادی و امنیتی ساماندهی کرده و از مدار ناتو خارج کند. زیرا عمق نفوذ جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر از ظرفیت سازی های ناتو است که یک نمونه آنرا در مهار پروژه امنیتی بهار عربی برای تجزیه منطقه مشاهده کردیم.

۵. اقتصاد ملی نمی تواند بدون فهم ژئوپلیتیک شکوفا شود و در وضعیتی که آمریکا تمام توان خود را نابودی ایران به کار گرفته است، اصرار بر رفع تحریم توسط دشمن وجودی و از آن بدتر معطل گذاردن اقتصاد ملی به رفع تحریم توسط دشمن وجودی(تناقض عینی) باعث تخریب جبهه داخلی شده است. منابع بلوکه شده با مذاکره و صحبت آزاد نمی شود و معامله امنیتی با آمریکا بر سر منابع بلوکه شده و تبدیل کردن آن به کارت بازی برای دولت آمریکا یک خطای راهبردی است. کشوری که در سال جاری بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار انرژی تولید می کند و می تواند بیش از ۵۰ میلیارد دلار از تنگه هرمز منابع کسب کند نباید برای ۶ میلیارد دلار منابع تحریمی دچار خطای ادراکی شود.

اصلاحات اقتصادی در داخل در پیوند با مناسبات راهبردی با چین و روسیه و سایر کشورهای همسو در بریکس و اتحادیه اقتصادی اوراسیا باعث بی‌نیازی از اقتصادهای مالی‌شده (غرب) می‌گردد که ظرفیت تولیدی کافی ندارند و از غافله فناوری هم عقب افتاده اند. 

پایان/ 

۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 35426

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =